سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : افتخار زاده )
82
كتاب سليم بن قيس الهلالي ( تاريخ سياسى صدر اسلام ) ( فارسى )
ابى الحسن بصرى بود ، او در آن روز از حجّاج متوارى بود . حسن در آن زمان از پيروان على بن ابى طالب ( صلوات اللَّه عليه ) و از شيعيان افراطى بود و از اينكه به يارى على عليه السّلام نشتافته و در ركاب حضرتش در پيكار جمل نجنگيده ، سخت پشيمان و متأسّف بود . در بخش شرقى خانهء ابو خليفه حجاج بن ابى عتاب ديلمى با وى خلوت كردم و كتاب سليم را بر او عرضه داشتم ، گريست و گفت : « در احاديث او جز حق چيزى نيست ، من خود اين احاديث را از پيروان مورد اعتماد على بن ابى طالب عليه السّلام و غير آنان شنيدهام » . ابان گفت : در همان سال به حجّ شدم و بر على بن الحسين عليه السّلام وارد شدم ، ابو طفيل عامر بن واثله « 1 » صحابى رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم كه از بزرگان اصحاب على عليه السّلام نيز بود در محضر حضرتش نشسته بود ، عمر بن ابى سلمه پسر امّ سلمه همسر پيامبر صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم را هم نزد حضرتش ديدم . در طى سه روز و هر روز از صبح تا شب همهء كتاب را بر او و ابو طفيل و على بن الحسين عليه السّلام عرضه داشتم به اين صورت كه هر روز صبح عمر و عامر نزد حضرت مىآمدند و كتاب را بر حضرتش مىخواندند كه سه روز طول كشيد . حضرت به من فرمود : « سليم راست گفته ، خداى رحمتش كند ، همهء اينها احاديث ما است ، مىشناسيمش » . ابو طفيل و عمر بن ابى سلمه گفتند : حديثى در آن نيست كه آن را از على ( صلوات اللَّه عليه ) و سلمان و ابو ذر و مقداد نشنيده باشيم . به ابو الحسن على بن الحسين عليه السّلام گفتم : فدايت گردم ! برخى از مطالب كتاب برايم سنگين است چرا كه در آن هلاك همهء امت محمد صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم از مهاجران و انصار و تابعان به جز شما اهل بيت و پيروان شما ، آمده است . فرمود : « اى برادر
--> ( 1 ) - ابو طفيل عامر بن واثلهء كنانى اسقع ، در هنگامهء نبرد احد بزاد و هشت سال آخر زندگى رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم را درك كرد . او را نزد امام على عليه السّلام مقام و منزلتى بود . در پيكار صفين حضور يافت . در كوفه مقيم شد و سپس به مكه آمد . او از جملهء كسانى است كه حجّاج در پىشان بود ، اما او نجات يافت چرا كه عبد الملك مروان از او حمايت كرد . در سال 100 هجرى درگذشت .